عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
83
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
گفت : دستى كه الواح تورات بوى گرفتهام ! گفت : از پاى . گفت : پايى كه از وى بمناجات حق رفتهام ! گفت : از زبان . گفت : زبانى كه با اللَّه بدان سخن گفتهام ! گفت : يا موسى مگر خمر خوردهاى ؟ گفت : نخوردهام . گفت : دمى به من ده تا بدانم . موسى دمى بوى دميد . ربّ العالمين روح پاك وى با آن دم بيرون آورد . كالبد موسى خالى گشت . فريشتگان آسمان بانگ برآوردند كه : « مات كليم اللَّه » . آوردهاند كه : يوشع بن نون ، موسى را بخواب ديد ، گفت : « كيف وجدت الموت ؟ » گفت : « كشاة سلخت ، و هى حيّة » . قومى گفتند : موسى و هارون با ايشان در تيه نبودند ، كه ايشان در حبس و عذاب بودند ، و پيغامبران را در عذاب ندارند ، و درستتر آنست كه موسى و هارون با ايشان در تيه بودند ، اما آن كار بر ايشان آسان و خوش بود ، چنان كه آتش كه طبع وى احراق است ، بر ابراهيم ( ع ) خوش بود ، و او را در آن رنج نبود . فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ - ظاهر آنست كه اين خطاب با موسى است ، و روا باشد كه اين خطاب با محمد ( ص ) رود ، اى : لا تحزن يا محمد على قوم لم يزل شأنهم المعاصى و مخالفة الرسل . النوبة الثالثة قوله تعالى : يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً الى قوله وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ - اين آيت وصف رسول خداست ، و دليل علم و حلم وى در آن پيداست ، فاظهار ما ابدى دليل علمه ، و العفو عمّا اخفى برهان حلمه . آنچه از اسرار ايشان اظهار كرد ، دليل است بر كمال نبوّت ، و صحّت رسالت ، و علم بىشبهت ، و آنچه عفو كرد از آن نفاق كه ايشان در دل داشتند ، و به ظاهر خلاف آن مينمودند ، و رسول خدا از آن